خوابی عجیب دیدمدیدم گیاهان خانه ام پر از کرم شده است کرم هایی که خودشون رو با سرعتی چشمگیر می رویانند تولد و بزرگ شدنشون رو به راحتی می دیدمترسیدموتلاش کردم همه ی کرمها رو پاک کنمهمه ی ان هجوم دیوانه وار و سرعت بالندگی موجودات رونده شیری رنگفکر کنم فرار کردمو رفتم جایی دوتا تن ماهی دیدم و باز کردم و روی نانی گذاشته و به فرزندم دادم که بخوردو کسی امد و پرسید تو تن های ماهی رو ندیدی ؟ در پارچی گذاشته بودموای بر من که انها رو بخشیده بودمدوباره و چند باره عذر خواهی کردم و گفتم برایت تهیه خواهم کردو
برچسب:
نویسنده: محمد حسینپور
تاريخ: چهارشنبه
28 مرداد
1405 ساعت: 20:42